اکنون، تنها کمی بیش از یک سال پس از تأیید اولین داروی جدید اسکیزوفرنی در نیم قرن اخیر، یک مطالعه منتشرشده در Nature Mental Health نحوه پاسخ بیماران به این دارو را بررسی میکند و سرنخهای اولیهای برای درمان شخصیتر ارائه میدهد.
این مطالعه که به سرپرستی مایکل هالاسا، استاد علوم عصبی در دانشکده پزشکی دانشگاه تافتس، انجام شد، پروندههای الکترونیکی ۴۹ بیمار بستریشده به دلیل اسکیزوفرنی، اختلال اسکیزوافکتیو یا اختلال دوقطبی با ویژگیهای روانپریشی را تحلیل کرده است.
تمام بیماران پس از ناکافی بودن درمانهای استاندارد برای کنترل علائمشان، داروی جدید «کوبنفی» ترکیبی از زانوملین و تروسپیوم کلراید را همراه با داروهای ضدروانپریشی معمول خود دریافت کردند.
هالاسا میگوید: «این داروی جدید، گیرندههای متفاوتی در سیستم عصبی هدف قرار میدهد، در حالی که داروهای ضدروانپریشی سنتی عمدتاً گیرندههای دوپامین D2 را در مغز مسدود میکنند. آزمایشهای بالینی نشان دادهاند که این دارو نسبت به دارونما عملکرد خوبی دارد. با این حال، پزشکان هنوز در حال ارزیابی عملکرد آن در مراقبتهای واقعی بالینی هستند.»
از طریق تحلیلهای آماری دو گروه کوچک از بیماران، مطالعه اکتشافی هالاسا الگوهایی را شناسایی کرد که ممکن است به پیشبینی این کمک کند که چه کسی از درمان ترکیبی زانوملین-تروسپیوم بهرهمند خواهد شد و چه کسی نه.
این مطالعه دادههای بالینی ۲۴ بیمار را تحلیل کرد و چند ویژگی بالینی پیشبینیکننده برای افرادی که به داروی جدید پاسخ دادند، پاسخ ندادند یا پاسخ مختلط داشتند، شناسایی شد.
هالاسا میگوید: «تحلیل آماری دادههای بالینی گروه دوم شامل ۲۵ بیمار، این یافتهها را بهطور مستقل تأیید کرد و از وجود زیرگروههای زیستشناختی متمایز روانپریشی پشتیبانی نمود.»
بیمارانی که «علائم منفی» برجستهای داشتند، مانند کنارهگیری اجتماعی، انگیزه پایین یا کاهش گفتار پس از دریافت داروی ترکیبی جدید همراه با داروهای ضدروانپریشی معمول خود، بیشترین بهبود را نشان دادند، از جمله افزایش خلق و تعامل اجتماعی. همچنین، افرادی که سابقه مصرف محرکها داشتند، تمایل بیشتری به پاسخ مثبت به داروی جدید نشان دادند.
در مقابل، بیمارانی که خشونت یا ویژگیهای دوقطبی (عمدتاً علائم شیدایی) داشتند، از افزودن داروی جدید به درمان خود سود کمی بردند. بیماران دارای ناتوانی ذهنی نیز بهبود محدودی نشان دادند، اگرچه هالاسا تأکید میکند که این یافته به دلیل تعداد کم بیماران با این تشخیص در مطالعه، هنوز قطعی نیست.
تأثیر دارو بر سایر علائم متفاوت بود. برخی بیماران دارای توهم بهبود یافتند، اما نه بهصورت مستمر یا چشمگیر مانند بیماران با علائم منفی.
هالاسا میگوید نتایج نشان میدهد اسکیزوفرنی ممکن است کمتر یک بیماری واحد باشد و بیشتر مجموعهای از شرایط باشد، مانند تب یا درد که میتوانند از علل مختلف ناشی شده و نیازمند درمانهای متفاوت باشند.
او امیدوار است این یافتهها گامی اولیه به سوی توسعه روانپزشکی دقیق باشد، جایی که الگوهای پاسخ به درمان بتوانند مراقبت را هدایت کنند، همانطور که در زمینههای دیگر پزشکی مانند سرطان و ایمنیشناسی انجام میشود.
برای کوتاه کردن مسیر طولانی و نامطمئن بهبود بیماران مبتلا به روانپریشی، هالاسا میگوید محققان باید بررسی کنند که آیا این زیرگروههای نوظهور بیماران میتوانند واقعاً پیشبینی کنند چه کسی به کدام درمان پاسخ میدهد.
این بدان معناست که باید آزمایشهای بالینی انجام شود که داروها را در افراد با پروفایلهای شناختی یا زیستشناختی مشخص مقایسه کنند و مسیر دقیق این علائم را در طول زمان دنبال کنند.
پزشکان همچنین باید تنها به بهبود کلی علائم بسنده نکنند و دقیقاً پیگیری کنند که کدام علائم تحت تأثیر کدام دارو بهبود مییابند تا بتوان درمانهای شخصیتر ارائه کرد. هالاسا میگوید: «اگر شروع کنیم به در نظر گرفتن هر پاسخ یا عدم پاسخ به درمان بهعنوان داده ارزشمند، میتوانیم سالها آزمون و خطا در یافتن درمان مؤثر را برای بیماران و خانوادهها کوتاه کنیم.»
سوالات کلیدی پاسخ داده شده:
س: این مطالعه جدید درباره داروی اسکیزوفرنی کوبنفی چه چیزی را آشکار میکند؟
ج: الگوهای اولیهای را شناسایی میکند که نشان میدهد کدام بیماران هنگام افزودن کوبنفی به درمان ضدروانپریشی استاندارد بهترین پاسخ را نشان میدهند و پروفایلهای کلیدی علائم مرتبط با بهبود را برجسته میکند.
س: بیشترین بهرهمندی از دارو مربوط به کدام بیماران است؟
ج: بیمارانی که علائم منفی برجستهای دارند؛ مانند کنارهگیری اجتماعی، انگیزه پایین و کاهش گفتار بهترین بهبودها را در خلق و خو، تعامل اجتماعی و عملکرد کلی نشان دادند.
س: چه کسانی کمتر به دارو پاسخ میدهند؟
ج: بیمارانی که خشونت، ویژگیهای شیدایی یا ناتوانی ذهنی دارند، کمترین بهره را بردند، که نشاندهنده وجود زیرگروههای زیستشناختی متمایز روانپریشی است و نیازمند درمانهای متناسب با هر زیرگروه میباشد.
منبع خبر : neurosciencenews.com
نظرات کاربران