خواب فراتر از استراحت بدن عمل میکند و به بازسازی حافظه کمک میکند. پاک کردن خاطرات «بد» یا دردناک و بازنماییهای آسیبزا میتواند روش درمان طیف گستردهای از مشکلات روانی را متحول کند.
اکنون، دانشمندان راهکار امیدوارکنندهای را کشف کردهاند. آنها میتوانند مغز در حال خواب را طوری هدایت کنند که وقتی خاطرهای منفی قدیمی با خاطرهای مثبت جدید رقابت میکند، به سمت خاطره مثبت گرایش پیدا کند.
این پژوهش بر «نشانهها» و «رقابت» بین خاطرات تمرکز داشت. یک نشانه میتواند یک کلمه، مکان یا بو باشد. وقتی یک نشانه به دو تجربه مختلف مرتبط میشود، مغز تصمیم میگیرد کدام خاطره «پیروز» شود و اغلب خاطره جدیدتر یا پرهیجانتر را ترجیح میدهد.
نویسندگان در مطالعه خود که در نشریه معتبر PNAS منتشر شده است، توضیح دادند: «ما دریافتیم که این روش، یادآوری خاطرات ناخوشایند را تضعیف میکند و همزمان ورود ناخواسته خاطرات مثبت را افزایش میدهد.»
چگونگی انجام مطالعه
بزرگسالان جوان سالم طی چند روز به آزمایشگاه مراجعه کردند. در روز اصلی اول، شرکتکنندگان کلمات بیمعنی را همراه با تصاویر ناخوشایند منفی اما نه تروماتیک، یاد گرفتند. هر کلمه بهعنوان نشانهای برای یک تصویر منفی مشخص عمل میکرد. سپس شرکتکنندگان در خانه استراحت کردند تا این خاطرات منفی جدید تثبیت شوند.
شب بعد، نیمی از همان کلمات بیمعنی با تصاویر مثبت مانند حیوانات، نوزادان و مناظر دلپذیر، جفت شدند و نوعی تداخل ایجاد شد: یک پیوند منفی قدیمی و یک پیوند مثبت جدید برای همان نشانهها.
خاطرات بد و خواب غیر REM
در شب دوم، طی خواب غیر REM (که با EEG پایش میشد)، برخی از کلمات بیمعنی بهصورت آرام پخش شدند، مرحلهای که به تثبیت حافظه کمک میکند. شرکتکنندگان بیدار نشدند، اما مغز آنها صداها را ثبت کرد. هر صدا شبکه مربوط به آن نشانه را دوباره فعال میکرد.
تمام کلمات پخش نشدند؛ برخی بهعنوان کنترل استفاده شدند. آیتمها به دو دسته تقسیم شدند: آیتمهای دارای تداخل (با پیوندهای مثبت و منفی) و آیتمهای تنها منفی. این روش به تیم پژوهشی اجازه داد بررسی کند که آیا نشانهگذاری در خواب بهطور کلی خاطرات منفی را تضعیف میکند یا بیشتر به خاطره مثبت رقیب کمک میکند.
صبح روز بعد، دانشمندان حافظه شرکتکنندگان نسبت به پیوندهای منفی را آزمایش کردند. یادآوری تصویر منفی قدیمی برای کلماتی که شریک مثبت پیدا کرده و در خواب نشانهگذاری شده بودند کاهش یافت. برای کلمات تنها منفی، نشانهگذاری در خواب کاهش قابلتوجهی در یادآوری ایجاد نکرد. این الگو نشاندهنده از دست رفتن کلی خاطره نبود؛ بلکه نشانهگذاری در خواب باعث شد خاطره مثبت رقابتکننده غالب شود.
وقفههای حافظه
تیم پژوهشی همچنین «ورود ناخواسته خاطرات» را اندازهگیری کرد – لحظاتی که خاطره «غلط» به ذهن میآید. وقتی شرکتکنندگان تلاش میکردند تصویر منفی قدیمی را یادآوری کنند، تصویر مثبت بیشتر برای کلمات دارای تداخل و نشانهگذاری شده به ذهنشان خطور میکرد. به عبارت ساده، خاطره مثبت خاطره منفی را قطع میکرد.
این اثر برای کلمات تنها منفی مشاهده نشد و نشان داد که نشانهگذاری در خواب بیشتر به نفع خاطره رقابتی عمل میکند و بهطور کلی محتوای منفی را به تنهایی سرکوب نمیکند. شرکتکنندگان هر نشانه را مشاهده کرده و سریع ارزیابی میکردند که آیا حس آن مثبت است یا منفی.
پس از خواب و نشانهگذاری، قضاوتهای سریع برای آیتمهای دارای تداخل مثبتتر شد، که نشاندهنده تغییر در گرایش احساسی نشانه است، نه صرفاً محتوای یادآوریشده. این موضوع اهمیت دارد زیرا ارزیابیهای سریع اغلب رفتار ما را هدایت میکنند. اگر یک نشانه در نگاه اول کمتر منفی به نظر برسد، افراد ممکن است دفعه بعد که آن را میبینند، برخورد متفاوتی با آن داشته باشند.
نشانههای خواب مرتبط با خاطرات منفی
ثبتهای EEG رفتار شرکتکنندگان را به فعالیت مغزی پیوند داد. طی خواب غیر REM، پاسخها در محدوده تتا با خاطرات مثبت قویتر مرتبط بودند. پاسخهای بزرگتر ناشی از نشانه، یادآوری بهتر تصاویر مثبت را پیشبینی میکرد و نشاندهنده بازپخش فعال و تقویت خاطره هنگام شنیدن نشانه بود.
این ارتباط از اثربخشی روش «فعالسازی هدفمند حافظه» پشتیبانی میکند و یک شاخص فیزیولوژیک برای تنظیم زمانبندی و شدت در پژوهشهای آینده ارائه میدهد.
مدل تصمیمگیری مورد استفاده
برای توضیح فرآیند انتخاب، تیم پژوهشی از مدل «انباشته شدن شواهد» (drift-diffusion) استفاده کرد، مدلی که تصمیمگیری را بهعنوان انباشته شدن شواهد تا رسیدن به یکی از دو گزینه («مثبت» یا «منفی») میبیند.
پس از نشانهگذاری در خواب، میزان گرایش به سوی مرز مثبت برای آیتمهای دارای تداخل افزایش یافت؛ به این معنا که مغز سریعتر به سمت «این حس مثبت دارد» حرکت میکرد وقتی کلمه نشانهگذاری شدهای ظاهر میشد.
از آنجا که مدل، سرعت و جهت تصمیمگیری را به شواهد مرتبط میداند، این نتایج با تغییرات در یادآوری و قضاوتهای سریع همخوانی دارد؛ نشانهگذاری دینامیک تصمیمگیری را تغییر داد، نه صرفاً نتایج را. نمونه شامل حدود سه دوجین شرکتکننده بود که جلسات رفتاری و EEG را تکمیل کردند.
هر فرد بهعنوان کنترل خود عمل کرد: برخی کلمات نشانهگذاری شدند و برخی نشدند، و برخی کلمات رقیب مثبت داشتند و برخی نداشتند. فرآیند یادگیری و خواب طی چند روز پخش شد تا اطمینان حاصل شود که پیوندهای مثبت نسبت به پیوندهای منفی تازهتر باقی بمانند.
محدودیتهای مطالعه
این مطالعه از خاطرات مصنوعی در شرایط کنترلشده و در بازههای زمانی کوتاه استفاده کرد. دوام اثرات در طول ماهها یا تأثیر بر رفتار روزمره بررسی نشد. این پژوهش بر خواب غیر REM تمرکز داشت و نقش خواب REM در این فرآیند اندازهگیری نشد.
این محدودیتها در تفسیر نتایج اهمیت دارند: یافتهها به معنای پاک کردن یا بازنویسی تجربیات شخصی عمیق نیستند؛ بلکه روشی برای جهتدهی به بازیابی خاطره زمانی که پیوندهای رقیب وجود دارد، ارائه میکنند.
پاک کردن خاطرات بد با خواب
رویکرد این مطالعه به دنبال تغییر این است که کدام خاطره ابتدا هنگام یادآوری ظاهر میشود، نه اینکه گذشته را پاک کند.
نظرات کاربران