مشکلات انجام کارهای روزمره، فراموشی مکرر، تمرکز بسیار ضعیف. برای بسیاری از افرادی که با شیزوفرنی زندگی میکنند، چالشهای شناختی بخشی از زندگی روزانه است. در کنار علائم شناختهشدهای مانند توهم و هذیان، این مشکلات میتواند زندگی کردن به شکل دلخواه را دشوار کند.
به همین دلیل، پژوهشگران دانشگاه کپنهاگ در تلاشاند راههایی برای پیشگیری از این علائم پیدا کنند و اکنون ممکن است یک گام به این هدف نزدیکتر شده باشند.
در یک مطالعه جدید، پژوهشگران دریافتند که نوع خاصی از سلولهای مغزی در موشهایی که رفتارهای شبیه به شیزوفرنی از خود نشان میدهند، فعالیت غیرطبیعی دارند. زمانی که پژوهشگران فعالیت این سلولها را کاهش دادند، رفتار موشها تغییر کرد.
پروفسور کنستانتین خودوسویچ از مرکز تحقیق و نوآوری بیوتکنولوژی دانشگاه کپنهاگ و یکی از پژوهشگران این مطالعه، میگوید: «درمانهای کنونی برای علائم شناختی در بیمارانی با تشخیصهایی مانند شیزوفرنی ناکافی است. ما نیاز داریم بهتر بفهمیم چه عواملی باعث بروز این علائم شناختی میشوند که ناشی از اختلالات در دوران رشد مغز هستند. مطالعه ما ممکن است اولین گام به سوی یک درمان هدفمند جدید باشد که بتواند از بروز علائم شناختی پیشگیری کند.»
نقطه عطف اولیه در مغز میتواند امکان درمان را فراهم کند
شیزوفرنی ناشی از رشد غیرطبیعی مغز است که میتواند حتی قبل از تولد آغاز شود. با این حال، علائم معمولاً تا مراحل بعدی زندگی ظاهر نمیشوند.
کاترینا دراگیچویچ، یکی از نویسندگان اصلی این مطالعه، میگوید: «برای مدت طولانی، مغز قادر است خطاهای رشدی را جبران کرده و عملکرد نسبتاً طبیعی خود را حفظ کند. اما در نقطهای، مانند شکستن یک زنجیر، مغز دیگر قادر به جبران نیست و در آن زمان علائم ظاهر میشوند. تا آن نقطه، پیشگیری ممکن است.»
او بررسی کرد که این نقطه عطف دقیقاً چه زمانی رخ میدهد. با دنبال کردن رشد مغز از دوران جنینی تا بزرگسالی، او دریافت که تغییرات قابل توجه در مراحل پایانی رشد مغز رخ میدهند. تا زمان گذر از کودکی به نوجوانی، تغییرات مولکولی و عملکردی در مغز نسبتاً جزئی بود که احتمالاً توضیحدهنده عدم ظهور علائم قبل از نوجوانی است.
کاترینا دراگیچویچ، میگوید: «مطالعه ما نشان میدهد که تا یک نقطه مشخص، رشد مغز تا حد زیادی تحت تأثیر تغییرات قرار نمیگیرد. دوره پیش از آن نقطه میتواند به عنوان پنجرهای برای درمان محسوب شود که در آن میتوان از اختلال عملکرد جلوگیری کرد.»
خواب، اختلالات عملکرد مغز را آشکار میکند
پژوهشگران با موشهایی کار کردهاند که دارای جهش ژنتیکی خاصی به نام (سندروم میکروحذف ۱۵q13.3) هستند. در انسانها، این سندروم با صرع، شیزوفرنی، اوتیسم و دیگر اختلالات رشد عصبی مرتبط است.
کاترینا دراگیچویچ، توضیح میدهد: «میدانیم که خواب در افراد مبتلا به اختلالات روانی اغلب مختل میشود، بنابراین تصمیم گرفتیم از خواب بهعنوان یک نشانگر رفتاری استفاده کنیم؛ چیزی که بتوانیم مشاهده کنیم. ما هم رفتار موشها و هم فعالیت نوع خاصی از سلولهای مغزی را بررسی کردیم. یافتههای ما نشان میدهد که یک نوع سلول بهطور قابل توجهی در حیوانات آزمایشی نسبت به موشهای سالم تحت تأثیر قرار گرفته است.»
این سلولهای نادر مغزی اغلب نادیده گرفته میشوند زیرا تنها بخش بسیار کوچکی از جمعیت سلولهای مغز را تشکیل میدهند. با این حال، آنها نقش حیاتی در تنظیم بسیاری از عملکردهای مغزی دارند.
یک هدف بالقوه برای درمان
مطالعه جدید نهتنها ارتباط بین این نوع خاص سلول مغزی و خواب را نشان میدهد، بلکه نشان میدهد که الگوهای خواب موشها هنگامی که پژوهشگران فعالیت این سلولها را کاهش دادند، شبیه به موشهای سالم شد.
استادیار نوونیت آ. واسیشتا از مرکز تحقیق و نوآوری بیوتکنولوژی و یکی از نویسندگان اصلی مطالعه، میگوید: «این بدان معناست که این نوع سلول مغزی نقش حیاتی در خواب موشهای مبتلا به این سندروم دارد. با استفاده از تکنیکی به نام شیمیژنتیک، میتوانیم فعالیت این سلولها را کاهش داده و الگوهای خواب طبیعی را بازگردانیم که احتمالاً میتواند سایر علائم روانپزشکی را نیز تسکین دهد.»
اگرچه پژوهشگران هنوز فاصله زیادی تا انجام آزمایشهای مشابه روی انسان دارند، این کشف گام مهمی در مسیر طولانی توسعه دارو بهشمار میآید.
نوونیت آ. واسیشتا، میگوید: «این نوع سلول میتواند بهطور بالقوه به یک هدف درمانی تبدیل شود. امیدواریم در آینده، بیماران از درمان اختلالات شناختی بهرهمند شوند که نهتنها بهطور گسترده روی سلولهای مغز اثر نمیگذارد، بلکه بهقدری هدفمند است که عوارض جانبی به حداقل برسد.»
پرسشهای کلیدی پاسخ داده شد:
س: این مطالعه چه دیدگاه جدیدی درباره شیزوفرنی ارائه میدهد؟
پاسخ: نشان میدهد که فعالیت بیش از حد در جمعیت کوچکی از سلولهای مغزی میتواند رفتارهای شبیه به شیزوفرنی را ایجاد کند و بدین ترتیب یک هدف سلولی مشخص برای درمان پیشنهاد میکند.
س: پژوهشگران چگونه این فرضیه را آزمایش کردند؟
پاسخ: آنها از موشهای ژنتیکی دستکاریشده با جهشی مرتبط با انسان استفاده کردند و دریافتند که کاهش فعالیت این سلولهای بیشفعال، رفتار و خواب طبیعی را بازمیگرداند.
س: چرا این کشف برای درمانهای آینده شیزوفرنی اهمیت دارد؟
پاسخ: این یافته نشان میدهد که درمانهای دقیق و سلولمحور میتوانند از بروز یا شدت علائم شیزوفرنی جلوگیری کنند، بدون آنکه عوارض گسترده ایجاد شود.
اختلال در نورونهای پروژکتور GABA در قشر مغز، ویژگی اصلی مدل سندروم نوروسایکیتریک
اختلالات نوروسایکیتریک دارای مولفه ژنتیکی قوی هستند و با عوامل خطر رشد عصبی مرتبطاند، اما مشخص نیست که چرا علائم تنها در مراحل بعدی زندگی ظاهر میشوند و کدام نوع نورونها به عملکرد نادرست مغز کمک میکنند.
ما این پرسشها را با استفاده از یک مدل موش قوی از سندروم نوروسایکیتریک (میکروحذف ۱۵q13.3) بررسی کردیم. تحلیل ترنسکریپتوم تکهستهای نشان داد بزرگترین تغییرات بیان ژن در زیرنوع Sst-Chodl از نورونهای پروژکتور GABAergic با انتشار طولانیبرد و حاوی سوماتوستاتین (Sst) رخ میدهد.
با وجود آغاز اختلالات در مراحل رشد، مشکلات در نورونهای Sst-Chodl تنها در بلوغ پیشرفته ظاهر شدند. تصویربرداری کلسیم و رکوردهای پچکِلَمپ نشان داد که پاسخدهی نورونهای لایه عمیق Sst بهطور کلی دچار اختلال است، اما تنها زیرنوع Sst-Chodl فعالیت بیش از حد نشان میدهد. تحلیل Patch-seq تغییرات مولکولی را با اختلال عملکرد سلولی نورونهای Sst-Chodl مرتبط کرد.
در نهایت، موشهای میکروحذف اختلالات خواب نشان دادند که با فعالیت مختل نورونهای لایه عمیق Sst مرتبط بود و با مهار شیمیژنتیکی نورونهای Sst-Chodl این اختلالات بهبود یافت. یافتههای ما، نورونهای پروژکتور GABAergic را بهعنوان هدفهای بالقوه آسیبپذیر در اختلالات نوروسایکیتریک برجسته میکند.
منبع خبر : neurosciencenews.com
نظرات کاربران